مرتضى مطهرى

154

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ديگر مربوط به زمان است . مردى است به نام مُعَتّب كه در خانهء حضرت صادق عليه السلام سمت خوانسالارى داشته است . مىگويد : شبى در دل شب ديدم شخصى از خانه خارج شد . خوب دقت كردم ديدم خود حضرت است و چون اجازه نداشتم ، خودم را معرفى نكردم . اما در عين حال گفتم سياهى امام را تعقيب كنم ، نكند دشمن به ايشان صدمه بزند . همين‌طور تعقيب مىكردم . يك وقت ديدم بارى كه به پشت داشت ، از شانهء ايشان افتاد . حضرت در اينجا ذكرى گفت . من جلو رفتم و سلام كردم . فرمود : اينجا چه مىكنى ؟ گفتم : چون ديدم از خانه خارج شديد ، نخواستم شما را تنها بگذارم . بعد آن آذوقه را جمع كردم و در ميان انبان گذاشتم . گفتم : آقا بگذاريد من به دوش بگيرم . فرمود : آيا در قيامت تو مىتوانى بار مرا به دوش بكشى ؟ ! حركت كرديم تا رسيديم به ظلّ بنى ساعده كه معلوم بود مسكن فقراست . ديدم حضرت آن نانها را مخفيانه ميان آنان تقسيم كرد . من عرض كردم : آيا اينها شيعه هستند ؟ فرمود : نه . گفتم : با وجود اينكه شيعه نيستند ، شما به اينها رسيدگى مىكنيد ؟ فرمود : اگر شيعه مىبودند نمك هم برايشان مىآوردم . اين ديگر زمان امام صادق و زمان حضرت امير ندارد . اين ، مواسات است و در همهء زمانها يك جور است . مثال دوم چرا امام حسن صلح كرد يا چرا امام حسين صلح نكرد ؟ اصلًا چرا ما دربارهء اين دو امام بگوييم ؛ قدرى جلوتر برويم . چرا على بن ابيطالب در زمان خلافت ابوبكر قيام نكرد ؟ چرا در زمان خلافت عمر قيام نكرد ؟ چرا در زمان خلافت عثمان قيام نكرد ولى بعد از عثمان كه آمدند با او بيعت كردند ، محكم ايستاد ؟ در صورتى كه از نظر على بن ابيطالب همان طورى كه ابوبكر غاصب بود معاويه هم غاصب بود . براى اينكه آنچه كه در نظر اسلام اصالت دارد مطلب ديگرى است و آن اين است كه آن اقدامى كه حفظ حوزهء اسلام با آن بشود ، بر هر اقدام ديگرى مقدم است . آيا اينكه اسلام مىگويد على بن ابيطالب خليفه باشد براى اين است كه اسلام تضعيف بشود يا براى اين است كه اسلام تقويت بشود ؟ البته خليفه باشد كه اسلام تقويت بشود . حالا اگر مردم و صحابهء پيغمبر به حرف پيغمبر گوش مىكردند و با على عليه السلام بيعت مىكردند و على در يك چنين شرايطى خليفه مىشد ، منظور پيغمبر حاصل بود ؛